|
عشق يعنى انتظار و انتظار |
عشق يعنى هر چه بينى عکس يار |
|
عشق يعنى شب نخفتن تا سحر |
عشق يعنى سجده ها با چشم تر |
|
عشق يعنى ديده بر در دوختن |
عشق يعنى از فراقش سوختن |
|
عشق يعنى سر به در آويختن |
عشق يعنى اشک حسرت ريختن |
|
عشق يعنى لحظه هاى ناب ناب |
عشق يعنى لحظه هاى التهاب |
|
عشق يعنى بنده فرمان شدن |
عشق يعنى تا ابد رسوا شدن |
|
عشق يعنى گم شدن در کوى دوست |
عشق يعنى هر چه در دل آرزوست |
|
عشق يعنى يک تيمم يک نماز |
عشق يعنى عالمى راز و نياز |
|
عشق يعنى يک تبسم يک نگاه |
عشق يعنى تکيه گاه و جان پناه |
|
عشق يعنى سوختن يا ساختن |
عشق يعنى زندگى را باختن |
|
عشق يعنى همچو من شيدا شدن |
عشق يعنى قطره و در يا شدن |
|
عشق يعنى پيش محبوبت بمير |
عشق يعنى از رضايش عمر گير |
|
عشق يعنى زندگى را بندگى |
عشق يعنى بندگى آزادگى |
vسال سقوط سال فرار
vسال گریز و انتظار
vفصل شکفتن فلز
vسال سیاه دوهزار
vسال سقوط عاطفه
vتابی نهایت زیر صفر
vنهایت معراج ذهن
vاندیشه تفصیر صفر
vتو ذهن ماشین های سرد
vمعنای عشق واحتیاج
vروی نوار حافظه
vیعنی یه درد بی علاج
vسال به بن بست رسیدن
vپنجه به دیوار کشیدن
vاز معنویت گم شدن
vتن به غریزه بخشیدن
vقبیله یعنی یه نفر
vهم خونی معنا نداره
vهمبستگی خوابیگه
vتعبیر فردا نداره
vسال سقوط سال فرار
vسال گریز و انتظار
vپاییز تلخ و بی بهار
vسال سیاه دو هزار
vسالی که خون تو رگها نیست
vقلب فلزی تو سینه است
vوقتی که تصویر زمان
vشکستگی یه ایینه است
vقبیله یعنی یه نفر
vهم خونی معنا نداره
vهمبستگی خوابیه که
v تعبیر فردا نداره
v تواون روز های که میاد
v کسی به فکر کسی نیست
v هر کی به فکر خودشه
v به فکر فرید رسی نیست
v همه به هم بی اعتنا
v حتی به مرگ همدیگه
v اگه کسی کمک بخواد
v کی می دونه اون چی میگه
v توی کتابا ی لغت
v سفیده برگا همیشه
v نه دشمنی نه دوستی
عشق رادوست دارم نه برای هوس
تورا روست دارم برای آخرین نفس![]()
نوشته شده از امیر
روز اول که میخوام بنویسم هنوز تصمیمیم نگرفتم چی بنویسم
اول یه صلوات واسه ی غافل گیری روح انوات بفرستید خوب حالا یه چنتا جک بگیم روحیه عوض شه
جانعلي مي خواست سواره گاوش بشه، گاوه مو مو ميکرده. جانعلي ميگه: خفه شو اول مو بعد تو!![]()
غضنفر جلوي دبيرستان دخترونه ميفته تو جوب! واسه اينکه ضايع نشه ميگه: هر کي منو در آورد مال خودش!![]()
غضنفر داشت با يه خره شطرنج بازي ميکرد. يکي ديگه رد مي شه ميگه: عجب خر باهوشي، غضنفر ميگه: زياد هم باهوش نيست يک يک مساوي هستيم
.
غضنفر مي ره مسابقه قرآن، شلوار ورزشي مي پوشه ![]()

