تبليغاتX
برمودا 13
ای زیباترین زیبایان؛بدرود

جريمه هاي درنظرگرفته شده براي مبارزه با بدحجابي 1)روسري كوتاه = 5000تومان 2)مانتوكوتاه=10000تومان 3)شلواركوتاه=20000تومان هشداربه همه آقايان قبلا از ازدواج برگه عدم خلافي خانوما يادتون نره

 من تازه فهميدم که تو تنها کسي هستي که تو جاده ها ي پر پيچ و خم زندگيم تنهام نميزاري و ميشه بهت اعتماد کرد ..ازت ممنونم لاستيک دنا

وزارت ارشاد به دلايل زير شعر اتل متل توتوله را غيرمجاز اعلام کرد 1 - استفاده از کشور هندوستان 2 - استفاده از زن کردي 3 - ترويج بي حجابي. شعر اصلاح شده: اتل متل زباله / گاو گلي با حاله // هم شير داره هم آستين/ شيرشو بردن فلسطين// بگير يک زن راستين / اسمشو بذار حکيمه/ که چادرش ضخيمه

حسادت چاشني عشقه... فقط مراقب باشيد كه توي اين زمينه به كارخونه ي چي توز پرچم قرمز نشون ندين

نوشته شده توسط امير در ساعت 21:7 | لینک  | 

می نويسم آری من می نويسم
از عشق برايت حرف می زنم
تا تو باور کنی چقدر دوستت دارم
عشق را معنا می کنم
تا تو بفهمی معنای عشق من تويی
من زندگی ميکنم تا تو بدانی برای تو زنده ام ای تمام زندگيم
نوشته شده توسط  در ساعت 1:47 | لینک  | 

Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them

نوشته شده توسط امير در ساعت 18:47 | لینک  | 

آيا ميدانستيد که آنهايي که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران ميکنند خود به کسي براي مراقبت نياز دارند

نوشته شده توسط امير در ساعت 18:45 | لینک  | 

آيا ميدانستيد آنهايي که از نظر احساسي بسيار قوي به نظر ميرسند در واقع بسيار ضعيف و شکننده هستند

نوشته شده توسط امير در ساعت 18:43 | لینک  | 

اي جان برادر هزار
حكمت آموختم كه از آن چهار صدحكمت انتخاب
كردم واز چهارصد هشت كلمه برگزيدم دو
كلمه را هيچ وقت فراموش مكن خدا را مرگ را
دوجمله را فراموش كن به كسي خوبي كردي
كسي به تو بدي كرد چهار چيز را در چهار جا
نگه داري كن درنمازايستادي دل نگه دار در
مجلسي ايستادي زبان رانگهدار درسفرهاي
حاضرشدي شكم نگهدار در خانه اي واردشدي
چشم نگه دار

نوشته شده توسط امير در ساعت 18:36 | لینک  | 

وبلاگ برمودا ۱۳ آماده تبادل لینک و لوگو با سایر وبلاگها و سایتها می باشد

دوستانی که مایل به همکاری هستند تو همین پست نظر بدن

نوشته شده توسط یکی دیگه در ساعت 15:22 | لینک  | 

ناباورانه قدم هاشو نظاره مي کردم که آروم آروم ازم دور و دورتر مي شد .. دلم مي ‏خواست فرياد بزنم:‌ نرو ..... دلش مي خواست فرياد بزنم :‌ بمون ‏‏... ..ولي بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمي داد ، با چشمام فرياد کشيدم :‌بمون ... اما ‏افسوس که هيچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فرياد چشمامو بشنوه

 

 

نوشته شده توسط  در ساعت 2:28 | لینک  |